شيخ محمد بن طاهر السماوي ( مترجم : عباس جلالي )

232

ابصار العين في انصار الحسين ( ع ) ( سلحشوران طف ) ( فارسي )

يزيد گفت : به خدا سوگند ! اگر سم اسبانم به زمين‌هاى سخت برسد ، از تعقيب كسى پروا ندارم و سپس خود و پسرانش رهسپار گرديدند و عامر و غلامش و سيف بن مالك و ادهم بن اميّه وى را همراهى كردند و در بيابان خشك و بىآب و علف راه پيمودند تا در منطقهء ابطح مكه ، به امام عليه السّلام رسيدند ، در محل اتراق خود استراحت كرده ، سپس يزيد به سراپردهء حسين عليه السّلام رفت . خبر آمدن وى به امام حسين عليه السّلام رسيد ، حضرت به ديدار وى آمد تا به محل اقامت او رسيد ، به امام عرض شد : يزيد براى ديدار شما به خيمه‌هاى شما آمده است . حضرت در محل اقامت يزيد به انتظار وى نشست ، از سويى يزيد به منزلگاه امام كه رسيد ، حضرت را در سراپرده نديد ، شنيد آن بزرگوار به محل اقامت او آمده ، به سرعت در پى او بازگشت ، وقتى امام را در محل اقامت خود مشاهده كرد ، اين آيهء شريفه را تلاوت كرد : قُل بِفَضْل اللَّه وَ بِرَحْمَتِه فَبِذلِك فَلْيَفْرَحُوا « 1 » . « بگو به فضل و رحمت الهى بايد خوش‌حال شوند » . سپس عرض كرد : السلام عليك يا بن رسول اللّه ! و آن‌گاه بر او درود فرستاد و نزدش نشست و آن بزرگوار را از تصميم خود آگاه ساخت . امام عليه السّلام در حق او دعاى خير فرمود و سپس يزيد منزلگاه خود را به نزديكى سراپردهء امام عليه السّلام منتقل ساخت و همواره ملازم ركابش بود تا اينكه در كربلا و در جنگ تن به تن در برابر ديدگان حسين عليه السّلام به فيض شهادت نايل آمد و به گفتهء سروى : پسرانش در نخستين حمله به شهادت رسيدند « 2 » . عامر بن يزيد در مصيبت پدر و برادران خود اشعارى سروده كه ابو العباس

--> ( 1 ) . يونس / 57 . ( 2 ) . طبرى ، تاريخ : 3 / 278 ؛ مناقب : 4 / 113 به كتاب تسمية من قتل مع الحسين : 153 مراجعه شود .